تبليغاتX
دنیای من ابوالفضل (ع)

فرزندان حضرت ابوالفضل (ع) در کربلا

پرسش:
آیا در کربلا فرزندی از حضرت ابوالفضل (ع) به شهادت رسیده است؟

پاسخ:

آن چه در مورد فرزندان حضرت ابوالفضل العباس(ع) نقل شده است مختلف است، مرحوم محدث قمی(ره) نقل نموده است:

«برای حضرت قمر بنی هاشم یک پسر بنام عبیدالله در بعضی کتب نقل شده که تنها وارث او بوده است.]

و بعضی دیگر برای حضرت ابوالفضل علیه السلام پنج فرزند بنام های: عبیدالله، فضل، حسن، قاسم و یک دختر نقل نموده اند، و ابن شهرآشوب محمد را نیز اضافه نموده است.

ولی علمای نَسَب شناس متفقند که نسل حضرت ابوالفضل العباس(ع) منحصر به عبیدالله می باشد که در سال 155 وفات یافته است.

ولی تا آن جا که اطلاع داریم فرزندی که در کربلا شهید شده باشد، برای حضرت عباس(ع) نقل نشده است، خصوصاً بنا به نقل برخی که تنها عبیدالله را وارث او دانسته و وفات او را هم در سال 155 هجری نوشته اند، یعنی 94 سال بعد از شهادت پدر بزرگوارش.


-نفس المهموم/ 285.                                                                                                              

-سردار کربلا/2-341

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/10/06;ساعت 10:32 قبل از ظهر;  توسط ناشناس عاشق آقا ابوالفضل (ع) ;  | 

مقام دست راست:

 
مقام دست چپ :

Shrine Of Hazrat Abbas 10

در کربلای معلی دو مقام و زیارتگاه وجود دارد ، که به مقام دست راست و مقام دست چپ حضرت عباس(ع)معروف میباشند

مقام دست راست :

در سمت شمال شرقی دروازه بغداد ، نزدیک در شرقی صحن مطهر حضرت عباس(ع) قرار دارد ، و بر دیوار این مقام ضریح کوچکی نصب شده  و در کتیبه ی این دو شعر نوشته شده است

افتاده دست راست خدایا ز پیکرم          بر دامن حسین برسان دست دیگرم

دست چپم بجاست اگر نیست دست راست          اما هزاران حیف که یک دست بی صداست

مقام دست چپ :

در بازارچه ی نزدیک در کوچک صحن ، در ناحیه جنوب شرقی، میباشد ، سه بیت شعر عربی ، اثر طبع شیخ محمد سراج در کاشی کاری های آن ثبت است ، که معنی آن اشعار چنین است :

(( هر گاه بخواهی از من بپرسی و به پاسخ قانع کننده ی آن گوش فرا ده ، که اینجا مکان مقدسی است که در همین جا دست چپ حضرت عباس(ع) دریای کرم ، قطع شده است ، آری در اینجا دست چپ او ، پس از دست راستش که در کنار نهر علقمه از تن جدا گردید ، قطع گردید ، برای این اندوه جانکاه سرشک اشک بر گونه هایت جاری کن ، که شایسته است به جای اشک خون گریه کنی . ))
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/14;ساعت 1:1 بعد از ظهر;  توسط ناشناس عاشق آقا ابوالفضل (ع) ;  | 

مادر ابوالفضل (ع)ام البنین است . سلسله نسب این همسر شایسته علی مرتضی (ع) به قرار زیر میباشد . فاطمه (1) دختر حزام (2) بن خالد بن ربیعه بن وحید بن کعب بن عامر بن کلاب بن ربیعه بن عامر بن صعصعه بن معاویه بن بکر بن هوازن . مادر او ثمامه (3) از خانواده سهیل بن عامر بن مالک بن جعفر بن کلاب میباشد و دیگر جده های او عبارتند از : جده اول : عمره دخت طفیل بن مالک اخرم بن جعفر بن کلاب . جده دوم : کبشه دخت عروه الرحال بن جعفر بن کلاب . جده سوم : ام خشف دخت معویه فارس هرار بن عباده بن عقیل بن کلاب . جده چهارم : فاطمه دخت جعفر بن کلاب .(4) جده پنجم : عاتکه دخت عبد شمس بن عبد مناف بن قصی (جد حضرت رسول ص ) ، که در (( عمده الطالب )) نام او را فاطمه دانسته است . جده ششم : آمنه دخت وهب بن عمیر بن نصر بن قعین بن حرث بن ثعلبه بن ذودان بن اسد بن خزیمه . جده هفتم : دخت جحدر بن ضبیعه اغر ابن قیس بن ثعلبه بن عکابه بن صعب بن علی بن بکر بن وائل بن ربیعه بن نذار (جد رسول اکرم ص) . جده هشتم : دخت ملک بن قیس بن ثعلبه . جده نهم : دخت ذی الراسین خشین بن ابن عصم بن سمح بن فزاره در (( قاموس اللغه )) خشین بن لای ، و در ((تاج العروس )) لای بن عصیم آمده است . جده دهم : دخت عمر بن صرمه بن عوف بن سعد بن ذبیان بن بغیض بن ریث بن غطفان . ایشان جده های ام البنین مادر ابوالفضل (ع) هستند که ابوالفرج اصفهانی در (( مقاتل الطالبین )) از ایشان یاد نموده است . تاریخ گواهی میدهد که این پدران و دائیان ام البنین دلیران عرب در زمان قبل از اسلام بوده و مورخان از آنان ، در هنگام نبرد دلیر مرد ها نقل میکنند ، که در عین حال شجاعت و قهرمان سالاری ، بزرگ و پیشوای قوم خود نیز بوده اند ، آنچنان که سلاطین زمانشان در برابرشان سر تسلیم فرود می آوردند . اینان همانان هستند که عقیل به امیر المونین علی(ع) گفت : ((در میان عرب از پدرانش شجاعتر و قهرمان تر یافت نشود)). و امیرالمومنین علی(ع) نیز مقصودش از آن پرس و جو آن بود که زنی برای همسری بیابد که زاده ی دلاوران عرب باشد ، چرا که مسلم است سرنوشت و خصائص اجداد در فرزند تاثیر یافته و اگر مولود پسر باشد صفات پدر و اجدادش به او منتقل میشود ، و اگر دختر باشد او حامل آن ویژگی ها به فرزندانش می گردد . بر این اساس است که صاحب شریعت اسلام حضرت رسول اکرم (ص) میفرماید : دائی یکی از دو همسر است (یعنی دائی نیز چون همسر در صفات و اخلاق طفل موثر است)پس برای جایگاه نطفه خود همسری شایسته برگزینید . در اینجاست که میبینیم در وجود مبارک و شریف ابوالفضل العباس (ع) دو گونه شجاعت در هم آمیخته شده است : شجاعت هاشمی و شجاعت علوی که ارجمند تر و والاتر است و از جانب پدرش سرور اوصیاء به او رسیده است ، و شجاعت عامری که از جانب مادرش ام البنین به او انتقال یافته است . زیرا که در میان تیره مادرش جدی پیراسته چون عامر بن مالک بن جعفر بن کلاب (جد ثمامه مادر ام البنین)می باشد . که به سبب قهرمان سالاری وشجاعتش او را (ملاعب الاسنه)یعنی کسیکه سر نیزه ها را به بازی میگیرد ،نامیده اند . این لقب را حسان ، چون دید که یک تنه با شجاعانی که او را احاطه کرده پیکار میکند ، بدو داد و گفت : (سر نیزه ها را به دستش به بازی گرفته است ). از اوس بن حجر نقل شده است که درباره عامر گفته : یلاعب اطراف الاسنه عامر فراج له حظ الکتائب اجمع عامر سر نیزه ها را به بازی میگیرد ، پس او کارائی و توان یک لشکر را دارد .

----- توضیحات ---------------------------

1. عمده الطالب و در تاریخ الخمیس ج 2 ص 317 نامشان ( وایسی ) گفته شده است.

2. دراصابه ج 1 ص 375 و معارف ابن قتبیه ص92 (حرام) با رای بدون نقطه آمده است ولی در تاریخ طبری و تاریخ ابن اثیر و تاریخ ابی الفداء و ... (حزام) با زاء ثبت شده است .

3. در عمده الطالب از او به نام لیلی یاد کرده است .

4. در اغانی ج 15 ص 50 (خالده) آمده است

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/08/08;ساعت 10:44 بعد از ظهر;  توسط ناشناس عاشق آقا ابوالفضل (ع) ;  | 

سلام دوستان عزیز

آپ جدیدم رو  خدمت دوستان با نام *نبرد تن به تن حضرت عباس(ع) باسه قهرمان نامور*ارائه میدم انشاالله که لذت ببرید

ما رو از دعای خیرتون محروم نفرمائید

حضرت عباس(ع) در روز عاشورا ، با شجاعان نامور و بی بدیلی از دشمن روبرو شده ، همچون پدر بزرگوارش حیدر کرار علی(ع) که آن قهرمانان پر آوازه را به هلاکت افکند ، حضرت عباس(ع) نیز با چنین افرادی روبرو شد و آنها را با ضربات خرد کننده اش سر به نیست کرد .

برای خواندن این مطلب زیبا بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/07/24;ساعت 9:46 قبل از ظهر;  توسط ناشناس عاشق آقا ابوالفضل (ع) ;  | 

ارائه امان نامه از سوی شمر- یا به طور کلی از سوی لشکر عمرسعد- و ردّ پرشکوه آن از سوی ابوالفضل العبّاس(ع) و برادرانش دارای ابعاد بسیاری است.رد این امان نامه در آن شرایط-که نقشه شومی بود- نشان از بصیرت نافذ و ایمان استوار قمربنی هاشم است.
چه گمانی در شمر به وجود آمد که به خیال خام خود با پاره ای پوست نوشته می تواند عبّاس(ع) که به منزله باب الحسین (ع) است٬را از امام خویش جدا کند.قطعاً اگرشمر شناختی از بصیرت عمیق عبّاس(ع) و غیرتمندی بارز٬و بزرگ منشی او داشت٬هرگز طمع به آن اُسوه ی سیادت نمی ورزید.قمربنی هاشم در دامن ولایت تربیت یافته و درخانه مولای متقیان علی(ع) و در کنار دو امام همام رشدیافته است.اعضا و جوارح او خدا را می بیند٬با زبانش خدایی سخن می گوید٬با چشمش خدایی می بیند و با گوشش خدایی می شنود.این غیر از اعضا و جوارح دیگران است.
رضوان اکبرالهی را در کنار حمایت از عزیز زهرا(س) مشاهده می کند و سروش عالم قدس در گوش و جانش طنین انداز است.عبّاس(ع) عارف به عالم اهلبیت است٬حال زمانی که عالم غیب او را به سوی خود می کشد و جزبه وصل معشوق٬وی را به قربانی ساختن خویش به پیشگاه سیدالشهدا (ع) فرا می خواند٬چگونه می شود عباس توجهی به امان نامه نماید و امان رسول خدا را رها سازد؟
قاعدتاً در جنگها و مبارزات اگر از طرف دشمن٬امان نامه ای برای یکی از افراد لشکر مقابل فرستاده شود٬با علم به اینکه از نظر نیروی رزمی٬لشکر مقابل به جهت افراد کمی که دارد برحسب ظاهر در پایین ترین سطح قرار دارد٬لذا این خود نشانه ای است بر اینکه طرف امان نامه از نظر دشمن اهمیت و شجاعت بی نظیری دارد٬بنابراین لشکریان عمرسعد می دانند که عبّاس(ع) صاحب لوا و پسرحیدر کرار است.مبارزات او را در زمان پدر و برادرش دیده اند و به شجاعت او اعتراف دارند.
اینکه شمر امان نامه آورد و فریاد زد:”کجایید ای فرزندان خواهر ما”٬فرزندان امّ البنین(س) هرگز حاضر به جواب دادن نبودند٬ولی امام حسین(ع) فرمودند:”او را پاسخ دهید٬و ان کان فاسقا: اگرچه فاسق است؟” لذا عبّاس(ع) که نمی خواست با شمر سخن بگوید٬چون امام زمانش دستور داد٬اجابت کرده و این درسی است برای خداجویان و جوانان که پیرو ولایت باشند و خواست ولایت و امام زمان خود را برخواست خویش مقدم دارند.و این است پیروی و حمایت از اسلام و قرآن.
رجز خوانی شمر زمانی که حضرت عباس بن علی(ع) و برادرانش را بعنوان خواهر زاده خطاب میکند موجب بروز شکیاتی در میان محبین به آن حضرت شده و از خود سوال میکنند آیا شمر دایی حضرت ابوالفضل (ع) بوده است؟
 
اگر شمر بن ذي الجوشن، دایی عباس بن علي(ع) بوده باشد،قاعدتا باید این ملعون را برادر سیده صاحب کرامتی چون أم البنين بدانیم درحالیکه درواقع چنین نیست..
پدر أم البنين، حزام بن خالدربيعة و پدر شمر، جوشن بن شرحبيل بن الأعور بوده است.
درست است که شمر بن ذي الجوشن و أم البنين هر دو از قبیلهٔ بني ﻛﻠﺎب هستند، امّا هرگز برادر و خواهر نبودهﺍند.
درواقع با بررسی خصلتهای عرب درمی یابیم زمانی که شمر موضوع امان نامه را به عنوان حربه ای تاکتیکی با هدف ایجاد جنگ روانی در مقابل یاران باوفای سیدالشهدا (ع) مطرح کردد به خاطر هم قبیله بودن از عنوان " خواهر زاده " استفاده میکندنه دلیل فامیل بودن!
شمرملعون چون دید كه ابن سعد مهیای قتال است به نزدیك لشكر امام علیه السلام آمد و بانگ زد كه كجایند فرزندان خواهر من عبدالله و جعفر و عثمان و عباس زیرا مادر این چهار برادر ام البنین از قبیله بنی كلاب بود كه شمر ملعون نیز از این قبیله بود.
دراین لحظه حضرت عباس بن علی(ع) که از جواب دادن به این ملعون خودداری میکرد با فرمان ولی امر خود جواب دندان شکنی را به او و لشکریان ابن مرجانه میدهد.
امام حسین علیه السلام بانگ شمر  را میشنود و  برادران خود را امر فرمود كه جواب او را دهید اگرچه فاسق است لكن با شما قرابت و خویشی دارد، پس آن سعادتمندان با آن شقی گفتند : چه بود كارت؟
گفت:  ای فرزندان خواهر من شماها در امانید با برادر خود حسین رزم ندهید از دور برادر خود كناره گیرید و سر در طاعت امیرالمؤمنین یزید (ملعون) درآورید.
حضرت عباس بن علی علیه السلام بانگ بر او زد كه بریده باد دستهای تو و لعنت باد برتو و  امانی كه تو از برای ما آوردی، ای دشمن خدا امر می‌كنی ما را كه دست از برادر و مولای خود حسین بن فاطمه علیها السلام برداریم و سر در طاعت ملعونان و فرزندان ملاعینان درآوریم آیا ما را امان می‌دهی و از برای پسر رسول خدا صلی الله علیه و آله امان نیست؟
شمر از شنیدن این كلمات خشمناك شد و به لشكرگاه خویش بازگشت.
نسبت شناسی شمر و سیده ام البنین
 شمر بن ذي الجوشن بن شرحبيل بن الأعور بن عمر بن معاويه و که معاویه همان، ضباب بن كلاب باشد. یعنی شمر از قبیله بنی کلاب است.
‏اما ام البنین یا همان فاطمه کلابیه، نسبش عبارت است از : ام البنين فاطمة بنت حزام بن خالد بن ربيعة بن الوحيد بن كعب بن عامر بن كلاب.
‏پس در کلاب نسب هر دو به هم می رسد و هردو کلابی هستند اما به هیچ وجه شمر برادر حضرت ام البنین نیست. و ا ینکه می گوید: خواهر زادگان ما در امان هستند منظورش این است که مادر ایشان از قبیله ماست و مانند خواهر ما محسوب می شود نه اینکه واقعا خواهر ما باشد. در اعراب رسم بود اگر از ایشان دختری با طایفه دیگری ازدواج می کرد حتی اگر چند نسل هم از او می گذشت یعنی فاصله حتی به چند نسل هم می رسید فرزندان او را با انتساباتی این گونه خطاب قرار می دادند .
منابع:
سقّای کربلا – ابوالقربة – مجید زجاجی کاشانی
 تاريخ الأمم و الملوك ، أبو جعفر محمد بن جرير طبري (م 310)
تحقيق محمد أبو الفضل ابراهيم ، بيروت، دار التراث ، چاپ دوم، 1387/1967.ج 5 ص 422
 عمدة الطالب، ابن عنبه، قم: انصاریان، 1417ق، ص 327
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/04/01;ساعت 8:51 بعد از ظهر;  توسط ناشناس عاشق آقا ابوالفضل (ع) ;  |